عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

ایلیای شیطون بلا ♥

1391/12/24 16:38
نویسنده : مامان متین
1,131 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه دوستای گلم، امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید قلب

امروز ظهر من و ایلیا حاظر شدیم بریم بیرون که خاله ملاحت زنگ زد، من مشغول صحبت بودم که دیدم ایلیا خیلی خونسرد جلوی اینه ایستاده و داره رژ میزنه تعجب اونم نه به لبش، بلکه به صورتش ابرو

تازه رژ لب مایع 24 ساعته، واااااااااااااااااااااااااااااااااایی مگه پاک میشد از رو صورتش ناراحت

با کلی مکافات و دستمال مرطوب و شامپو بچه تونستم پاکش کنم اوه

عکساش و میذارم تو ادامه مطلب، حتما ببینید نیشخند

 

اینم از عکس ایلیا ابرو

.......................................................................................................................

....................................................................................................................

یه خبر دیگه اینکه صبح که نی نی وبلاگ و باز کردم دیدم وبلاگ ایلیا جزو پربازدید ترینا شده نیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مادر کوثر
24 اسفند 91 17:18


وااااااااااااااااای عزیزممممممممممممممممم
من شرمنده امممممممممم
باور کن وبلاگت رو هم باز کردم اما نمیدونم باز چرا اشتباه نوشتمششششششششش
ببخشید دوست گلم

آخه بیشتر از 4 ساعت طول کشید تا این پست رو نوشتم
تازه اولش اسم مامانی ها رو هم لینک داده بودم اما بعدش کم آوردم و بدون لینک نوشتم
این که چیزی نیست
ناهارمم سوخت و دوباره غذا گذاشتم فقط شانس آوردم همسری خونه نبود

از وقتی اومدیم خونه جدید اینقدر کارام زیاده که دیگه اون تمرکز کافی برای پست گذاشتن ندارم
تازشم چند روز دیگه سفرمون شروع میشه و تازه رفتم تو کار مقدمات سفر یکماهمون




دشمنت شرمنده باشه عزیزه دلم، پیش میاد دیگه
پست زیبا و عااااااااااااالی بود، با اینکه سرتون شولوغه این همه به ما ها لطف کردی و اسم تک تکمون و نوشتی واقعا خدا قوت
مادر کوثر
24 اسفند 91 17:43


آی پسمل شیطوووووووووووووووووون


مامان شايان
24 اسفند 91 22:59
واي كه چقدر خنديدم الهي فداش بشم چقدر هم قيافشو تو اين عكس مظلوم نشون ميده اصلا اين آقا ايليا شيطون نيست كههههههههههههههههههههه


نه خاله اااااااااااااااصلا شیطون نیستما، فقط نمیدونم چرا یه وقتایی اینجوری میشم
مامان آینده یه فسقلی
25 اسفند 91 1:42
ای خدا ... آخر شبی خندیدما ...

به به، چه رژ خوش رنگی هم انتخاب کرده بوده



اگه بدونی چه مکافاتی کشیدم تا پاک شد
مامان آینده یه فسقلی
25 اسفند 91 1:43
از اینکه جز پربازدیدترین ها شدین، خوشحال شدم


مرسی عزیزم
ارغوان
26 اسفند 91 11:50



مرسی عزیزم
fariba
26 اسفند 91 13:59
چه پسر شیطونی؟منم رمز!‏


به روی چشم
مامان رویا
4 فروردین 92 11:42
چه باحال....ایول به این وروجک


مرسی عزیزم
مامان ایلیا
6 فروردین 92 12:59
سلام.مامانی عیدت مبارک ایشالله سال خوبی داشته باشی.
ایلیای ما هم به دنیا اووومد


مباااااااااااااااااااارکه عزیزم
مامان ایلیا
6 فروردین 92 21:12
مرسی عزیزم.جشم تو اولین فرصت عکساشو میذارم


ممنون گلم
مامان ثمر
7 فروردین 92 16:32

وای خدا از دست شیطونک کوچولوی من
چه بامزه تا مامانی سرش گرم بوده خودشو مشغول کرده


اره والا دیگه نمیشه یه لحظه چشم ازش برداشت
مسافران آسمانی
26 فروردین 92 10:14
وااااااااااااااااااااااااااااااای پسمل شیطون چیکار کردههههههههه...
اما خب بامزه شده و مظلوم...


اره خاله خیلی شیطون شدم